هم صحبتي با خالق برند پادما

صحبت دوستانه کافه کادو با يکي از هنرمندان خلاق و توانا به نام آقاي مهدي محسني، خالق برند" دست ساخته هاي چوبي پادما"

*لطفا خودتون رو براي دوستان کافه کادو معرفي کنيد:

-مهدي محسني هستم. متولد اول فروردين ۱۳۶۲ شهرستان قوچان. ايده پرداز، طراح و توليد کننده برند دست ساخته هاي چوبي پادما.فارغ التحصيل کارشناسي صنايع دستي با گرايش چوب از دانشگاه زاهدان در سال ۱۳۸۵و کارشناسي ارشد هنر اسلامي با گرايش چوب از دانشگاه هنر اسلامي تبريز در سال ۱۳۹۴.

*چه مدته که به ساخت محصولات چوبي مشغول هستيد؟

۲ ساله که خراطي ظروف چوبي رو شروع کردم. اما کار با چوب ريشه در بچگي من داره. از دوران ابتدايي و کودکي کار با چوب رو به عنوان سرگرمي انجام مي دادم. چوب براي من متريالي بود که راحت با چاقو تراش مي‌دادم و با چسب چوب به هم مي چسباندم. در بچگي اسباب بازي براي خودم مي ساختم و بسيار پيش مي‌آمد که چاقوهاي آشپزخونه رو خراب مي کردم و نوک اونها رو ميشکستم و به خاطر اين کار تنبيه مي شدم.

وارد شدنم به حيطه هنر هاي چوبي به عنوان صنايع دستي از طريق آشنايي با اره مويي بود. حدود چهارم دبستان بودم که تونستم چيزهايي که در ذهنم بود با اره مويي برش بدم. کم کم تخته پيش کار (يکي از ابزارهاي انجام کار معرق) تهيه کردم و با هنر معرق کاري آشنا شدم. تا دبيرستان و پيش دانشگاهي اين کار رو انجام دادم و بااينکه ديپلم تجربي داشتم در دوره پيش دانشگاهي تصميم گرفتم وارد رشته صنايع دستي بشم. به اميد اينکه يک معرق کار حرفه اي بشم. کنکور دادم و دانشگاه زاهدان قبول شدم.

*آيا تحصيل در دانشگاه به تنهايي براي رسيدن به اين مرحله کافي بود؟

-وقتي وارد دانشگاه شدم نگرشم به هنر تغيير کرد. معرق ديگه هدف اصلي و نهايي من نبود. با دنياي گسترده هنر آشنا شدم و علاقمند تر نسبت به قبل و فهميدم که چه کارهاي بزرگتري به غير از معرق کاري مي توانم انجام بدم. اتفاق خوبي که در دانشگاه افتاد حضور استاد برجسته مجسمه سازي آقاي منصور طبيب زاده بود که من رو با اين رشته آشنا کرد و همين طور گذراندن کارگاه حجم سازي با آقاي حميد رضا آويشي باعث شد زمينه ورود به دنياي حجم و مجسمه در من شکل بگيره و همه اينها باعث شد کارگاه هاي تخصصي چوب ۱ و ۲ و پايان نامه خودم رو حجم سازي کار کنم.

*بعد از فارغ التحصيلي چه روندي رو براي ادامه کار در پيش گرفتيد؟

-چند سالي درگير حجم سازي بودم اما ساخت حجم و مجسمه درآمدي که انتظار داشتم رو فراهم نمي کرد. حتي نمايشگاه هم برگزار کردم. تا اينکه تصميم گرفتم کنار کار مجسمه به ساخت زيورآلات بپردازم. کار در حوزه زيورآلات به هنر فيروزه کوبي رسيد و توانستم فيروزه کوبي روي چوب رو به عنوان يک ابتکار در صنايع دستي ثبت کنم. در کنار کار کارگاهي به عنوان کارشناس صنايع دستي در اداره صنايع دستي کار مي کردم. تا اينکه سال ۹۱ به معاونت صنايع دستي مشهد منتقل شدم. همان سال در مقطع کارشناسي ارشد قبول شدم و سال ۹۳ تصميم گرفتم از سيستم اداري خارج بشم و کار چوب رو پيگيري کنم.

پايان نامه ارشدم هم فيروزه کوبي روي چوب بود و قرار بود شمعداني بسازم که روي قسمت هايي از آن فيروزه کوبي شده. براي همين يک دستگاه خراطي کوچک خريدم و اولين تجربه خراطي من از آن زمان آغاز شد. کم کم به دليل هزينه ي بالاي فيروزه، مواد خطرناک شيميايي و ظريف کاري که چندان مورد علاقه من نبود، فيروزه کوبي رو کنار گذاشتم و فقط به ساخت ظروف پرداختم.

*براي طراحي محصولات از چه چيزهايي ايده ميگيريد؟

-از دوران کارشناسي کتابهاي لاتين زيادي در دانشگاه مطالعه مي کردم چون منابع فارسي در خصوص هنرهاي چوبي کمه. در دوران ارشد هم کتاب هاي آموزشي خراطي رو بسيار پيگيري و مطالعه مي کردم. از طريق کتاب هاي خارجي و اينترنت ايده ها رو خلق کردم. همچنين فرم چوب ها هم در ايجاد شکل ظروف به من کمک مي کنند. گاهي از پوسته ها و ترک ها هم ميشه ايده گرفت.

*ابزارها و تجهيزاتي که براي کار احتياج داريد چه چيزهايي هستند؟(چگونه تامين کرديد؟)

-ابزاراصلي کار دستگاه خراطيه که من براي پيشرفت کارم و به دليل اينکه دستگاه کوچکي خريده بودم پاسخگوي نيازم نبود، دستگاه جديدي طراحي کردم و با پولي که از وام ازدواج گرفتم و با کمک يک تراشکار اون رو متناسب با نيازم ساختم.

*نحوه فروش محصلاتتون در حال حاضر به چه صورتيه؟

-در ابتداي کار محصولاتم رو به فروشگاه هاي در تهران و مشهد مي بردم که هنوز هم با فروشگاهي در مشهد در ارتباط هستم. اما با توجه به اينکه در سال هاي اخير خريد و فروش اينترنتي بيشتر شده من هم به پيشنهاد يکي از دوستانم صفحه اي در اينستاگرام باز کردم و محصولاتم رو اونجا معرفي مي کنم.

معمولا مشتريان بعد از ديدن کارها در صفحات مجازي کار رو سفارش ميدن، بخشي از هزينه رو واريز مي کنن و بعد از تحويل کار تسويه حساب انجام مي شه. متاسفانه فروشگاه ها سود بالايي دريافت مي کنند که با توجه به وقت و هزينه اوليه که من براي هر کار انجام مي دم صرفه اقتصادي براي من نداره و ترجيح مي دم بدون واسطه کارها رو بفروشم. همچنين وجود کالاهاي چوبي هندي يا چيني که صنعتي هستند و قيمت پايين تري نسبت به کار دست دارند کار با فروشگاه ها رو سخت مي کنه.

*آيا در حال حاضر هنر و کار خودتون رو قابل پيشرفت مي دانيد و آيا فکر ميکنيد صنايع دستي روزي بتونه حتي جاي صادرات نفت رو بگيره؟

-صنايع دستي به نظر من قويترين و کهن ترين صنعت دنياست و با توجه به اينکه همه انسان ها فطرتاً به دنبال زيبايي و هنر هستند اگر محصولات صنايع دستي ايراني صادر هم نشود در بازارهاي داخلي جايگاه ويژه خود رو دارند و در آينده جايگاه خود را باز خواهد کرد. در خصوص کار خودم به دليل اينکه فضاي کارگاهي کوچکي دارم در حال حاضر امکان جذب نيرو ندارم اما برنامه بلند مدت خوبي براي ادامه کار دارم و خواهم داشت.

*در پايان اگر کسي علاقه داشته باشه هنر شما رو ياد بگيره امکان آموزش رو داريد؟

-حقيقتا علاقه مندان زيادي به من براي آموزش مراجعه ميکنند اما به دليل اينکه دستگاه استانداردي ندارم و وارد کردن دستگاه برام امکان پذیر نیست و اينکه فضاي کارگاهي کوچکي دارم در حال حاضر امکان جذب نيرو ندارم اما برنامه بلند مدت خوبي براي ادامه کار دارم و خواهم داشت.